معرّفی کتاب موعظه بالای کوه
نویسنده : لـوک رایـان
انتشارات کلیسای خداوند عیسی مسیح
انجمن تحقیقات کتاب مقدّسی رایـان
تعداد صفحات : 161 صفحه
قطع : وزیری
در این نوبت از معرّفی آثار ارزشمند، به کتاب”موعظۀ بالای کوه”از سری نوشتههای برادر لوک رایان خواهیم پرداخت؛ این کتاب شامل سه باب 5 و 6 و 7 از انجیل متّی میباشد که در آن نویسنده به بررسی این سه باب با طرح پیوند میان موعظۀ بالای کوه و آن چه در کوه سینا رخ داد، میکوشد حقیقت و ابعاد نهفتۀ این موعظه را در پرتو کلام خدا آشکار سازد؛ از مفهوم سایههای عهد عتیق تا خوشا به حالها، احکام عهد جدید؛ مباحثی که شناخت آنها برای هر ایماندار مسیحی شایان تأمّل است.
در بابهای پنجم تا هفتم انجیل متّی، با یک بخش از مهمترین و در عین حال عمیقترین صحنههای زندگی و تعالیم خداوند عیسی مسیح رو به رو میشویم؛ صحنهای که در میان مسیحیان به”موعظۀ بالای کوه”شهرت یافته است. این سه باب از انجیل متّی که در ظاهر مجموعهای از سخنان، اندرزها، خوشا به حالها و سفارشهای خداوند را در خود جای دادهاند، امّا با دقّت در متن و قرار دادن آن در جایگاه خود، پرسشهایی بسیار بنیادیتر از یک تعلیم اخلاقی ساده را پیش روی خواننده قرار میدهند. آیا موعظۀ بالای کوه تنها یک موعظۀ اخلاقی برای بهتر زیستن و صرفاً سفارشهایی برای داشتن زندگیای نیکوتر و انسانیتر است یا آن که فرای اینها در پس این سخنان، حقیقتی بسیار بزرگتر نهفته است که بدون شناخت ارتباط آن با آن چه پیش از آن در کتاب مقدّس رخ داده، نمیتوان به درک درستی از آن رسید؟
این کتاب از همین نقطه آغاز میشود. برای درک درست صحنۀ موعظۀ بالای کوه، نخست باید نگاه خود را به کوه دیگری بازگردانیم؛ کوه سینا. در آن جا خداوند قوم اسرائیل را پس از خروج از مصر نزد کوه گرد آورد و کلام خود را از طریق موسی به آنان اعلام کرد و شریعت و احکام خویش را به آنان سپرد. بنابراین کوه سینا تنها یک واقعۀ تاریخی در گذشته نیست؛ بلکه صحنهای است که در آن خداوند خواست با قوم خود سخن بگوید و شریعت خویش را به آنان عطا نماید. بار دیگر بعد از قرنها باز ما کسی را داریم که بر فراز کوه ایستاده و احکام را میگوید و او خداوند عیسی مسیح است. همان گونه که کتاب در بررسی این دو واقعه میپردازد ما را متوجّه نکات و ارتباط این دو میکند.
در ابتدای امر کتاب به یکی از مفاهیم مهم کتاب مقدّسی، یعنی”سایه”میپردازد و با تکیه بر همین مفهوم به بررسی برخی وقایع، احکام و امور عهد عتیق میپردازد که میتوانستند سایهای از امور آینده باشند؛ نه اموری مستقل و بیارتباط با آن چه بعدها آشکار گردید. حال با چنین تصویر مقدّماتی که نویسنده ارایه میدهد ذهن را برای شنیدن مفاهیم موعظۀ بالای کوه همچون یک مجموعۀ به هم پیوسته آماده میکند.
در آغاز، خوشا به حالها قرار دارند؛ مسکینان در روح، ماتمیان، حلیمان، گرسنگان و تشنگان عدالت، رحم کنندگان، پاکدلان، صلح کنندگان و کسانی که برای عدالت زحمت میکشند. سپس جایگاه پیروان خداوند مطرح میشود؛ کسانی که باید در جهان همچون نمک و نور باشند. پس از آن، مسئلۀ بسیار مهم جایگاه کلام خدا و سپس احکام عهد جدید مطرح میگردد. این ترتیب نشان میدهد که کتاب قصد ندارد هر بخش را موضوعی مستقل بداند، بلکه میکوشد ارتباط میان آنها و جایگاهشان را در کل موعظه آشکار سازد. امّا از نیمۀ موعظه به بعد، موضوع با صراحت بیشتری وارد قلمرو شریعت و حکم میشود.
یکی از نکات محوری کتاب در این بخش آن است که خداوند عیسی مسیح، پیش از آن که احکام خود را در عهد جدید بیان کند، ابتدا بر اعتبار شریعتی که به موسی داده شده تأکید مینماید. از این رو، سخنانی که پس از آن دربارۀ خشم، صلح با برادر، پاکی، طلاق، سوگند، رفتار متقابل و محبّت و احسان به دشمنان مطرح میشوند، در نگاه این کتاب احکامی پراکنده و صرفاً اخلاقی نیستند؛ بلکه در امتداد همان بحث دربارۀ کلام و شریعت خدا قرار دارند.
در همین بخش، عمق برخی از احکام بیش از پیش آشکار میشود. برای نمونه، خداوند تنها دربارۀ قتل سخن نمیگوید، بلکه خشم بیسبب نسبت به برادر را نیز مورد خطاب قرار میدهد و حتّی در موضوع عبادت، صلح با برادری که بر انسان حقی دارد، را مقدّم میشمارد. پس از احکام، موعظه وارد بخش دیگری همچون سفارشهای روحانی، صدقه دادن، دعا کردن و پرهیز از اندیشۀ دنیا میشود و نشان میدهد که خداوند تنها رفتار ظاهری انسان را مورد نظر ندارد. حتّی هنگامی که انسان کاری نیکو انجام میدهد، انگیزۀ او نیز اهمیّت پیدا میکند. آیا شخص برای خدا اینها را انجام میدهد یا برای آن که نزد مردم دیده و ستوده شود؟
و سرانجام بعد از برخی مبحثهای مرتبط دیگر در موعظه، به مسئلۀ انبیای کذبه میرسد که این جا دیگر موضوع تنها شناخت احکام نیست؛ بلکه شناخت کسانی نیز اهمیّت پیدا میکند که ممکن است با ظاهری روحانی و در لباس هدایت، انسان را از حقیقت دور کنند. کتاب با تکیه بر تشبیه”گرگ”در سخنان خداوند، خطر چنین اشخاصی را نه خطری فردی و محدود، بلکه مواجههای با مجموعهای از شرارت و گمراهی میداند.
با نزدیک شدن به پایان موعظه، تمام این مباحث سرانجام به یک نقطه باز میگردند. در این جا مسئلهای مطرح میشود که شاید از تمام مباحث پیشین سنگینتر باشد. آیا صرف اعتراف به نام خداوند، داشتن جایگاه خدمتی، انجام اعمال دینی یا حتّی برخورداری از عطایای روحانی برای مقبولیّت نزد خداوند کافی است یا معیارهای دیگری وجود دارد؟ کتاب در این بخش به سخنان پایانی خداوند توجّه میکند؛ جایی که میان کسانی که کلام او را میشنوند و به جا میآورند و کسانی که آن را میشنوند امّا به جا نمیآورند، تفاوت گذاشته میشود. از این منظر، پایان موعظۀ بالای کوه در حقیقت پایان یک سلسله سخنان پراکنده نیست؛ بلکه نقطهای است که تمام آن چه پیشتر گفته شد، در آن به محک گذاشته میشود.
از خوشا به حالها تا احکام، از عبادت تا رفتار با دیگران، از نگاه روحانی تا تشخیص انبیای کذبه، همه سرانجام به این پرسش میرسند که انسان با کلام خداوند چگونه رفتار میکند. و این همان جایی است که اهمیّت واقعی این کتاب آشکار میشود. اگر موعظۀ بالای کوه را تنها مجموعهای از جملات زیبا دربارۀ محبّت، بخشش، فروتنی و نیکوکاری بدانیم، بخش بزرگی از آن چه در این سه باب آمده، از نظر ما پنهان خواهد ماند. امّا اگر آن را در ارتباط با کوه سینا، مفهوم سایههای کتاب مقدّس، شریعت خدا، کلام خداوند و احکام عهد جدید بخوانیم، با متنی رو به رو میشویم که از انسان تنها شنیدن نمیخواهد؛ بلکه او را به اطاعت فرا میخواند. به همین دلیل، این کتاب علاوه بر روشن کردن مفاهیم سخنان خداوند عیسی مسیح در بالای کوه و فرای خواندنی سطحی یک پرسش شخصی را در برابر خواننده وا میگذارد. این که این سخنان چه جایگاهی در ایمان من دارند و آیا صرفاً شنونده هستم یا به جا آورنده؟
این پرسش، نقطۀ پایان این کتاب نیست؛ بلکه شاید آغاز مواجهۀ واقعی خواننده با موعظۀ بالای کوه باشد.