کتاب “سرگذشت انسان” تنها مرجع جامع و کاملی است که تا کنون در خصوص شناخت مسیحیّت، برای تمام مردم دنیا، در هر باوری که هستند نوشته شده. این کتاب به دو اتّفاق بسیار بزرگ در زندگی نسل بشر که باعث دگرگونی بنیادی گردیده میپردازد، وقایعی که اکثر مردم دنیا، حتّی بسیاری از کسانی که مدّعی هستند مسیحی میباشند نیز از آن بیخبرند. دانستن این وقایع زندگی هر جویای حقیقتی را کاملاً زیرو رو میکند. شنیدن و درک موضوع پیغام نجات آن چنان برای هر کس ضروری و حیاتی است که در 2000 سال اخیر بسیاری برای گفتن آن با عنوان مبشّرین و واعظین در عرصۀ دنیا برانگیخته شدند. مطالعه و تعمّق در این کتاب، به هر انسان جویای حقیقتی توصیه میشود.
کتاب “جنبش اعصار کلیسا” همچون سفری پرماجرا در دل بخشی از تاریخ کلیسا است که شما را به عمق سایهها و فروغهای جنبشهای مرتبط با تقسیم بندی اعصار کلیسا میبرد. این اثر همچون نقشهای کهن، مسیر پر پیچ و تاب تفکّراتی که منجر به زایش ایدۀ تقسیم بندی اعصار کلیسا به هفت دوره زمانی متمایز شده است را با دقّت و وسواس ترسیم میکند. با هر صفحهای که میخوانید، خود را در میان آن جریانات فکری خواهید یافت که ریشههای تاریخی این ایدهها را روشن میسازد، و شما را به چالشی هیجان انگیز دعوت میکند تا باورهای راسخ خود در این زمینه، محک بزنید.
مطالعه این اثر به شدّت برای کسانی که خود را از پیروان پیغام فرشته دوره هفتم کلیسا یعنی فرشته کلیسای لائودکیه میدانند، توصیه میشود؛ چرا که پرده از حقایق تلخ تاریخی در این خصوص برمیدارد و این فرصت را ایجاد میکند تا ریشه باورهای خود را به طور دقیقتر بشناسند و با دیدی شفاف به آنها بنگرند. آگاهی از تاریخ حقیقی”جنبش اعصار کلیسا”برای شما همچون کلیدی است که دروازه واقعیّت را به رویتان میگشاید.
در عهد عتیق برّۀ پسح را هر شخصی با اهل خانه و در خانۀ خود میخورد، و نهایتاً اگر تعدادشان برای برّه کم بود، با همسایگان خود در خانه میخورد. «3تمامی جماعت اسرائیل را خطاب کرده، گویید که در دهم این ماه هر یکی از ایشان برّهای به حسب خانههای پدران خود بگیرند، یعنی برای هر خانه یک برّه.4و اگر اهل خانه برای برّه کم باشند، آنگاه او و همسایهاش که مجاور خانۀ او باشد آن را به حسب شمارۀ نفوس بگیرند، یعنی هر کس موافق خوراکش برّه را حساب کند» ( خروج 12 : 3 – 4 ).
این فریضه برای هر خانه بود. در شام آخر، خداوند آن را با شاگردانش در بالاخانۀ یک مهمانسرا گذراند: «11و به صاحب خانه گویید، استاد تو را میگوید مهمانخانه کجا است تا در آن پِسَح را با شاگردان خود بخورم.12او بالاخانهای بزرگ و مفروش به شما نشان خواهد داد؛ در آن جا مهیّا سازید.13پس رفته چنان که به ایشان گفته بود یافتند و پِسَح را آماده کردند» ( لوقا 22 : 11 – 13 ).
کلاً چه پسح خداوند در عهد عتیق و چه شام خداوند، در خانهای که سقف پوشیده و دروازهای ورودی داشت، گذرانده میشد. دلیل آن را میدانیم زیرا در عهد عتیق میبایست خون برّه بر سر در و دو قائمۀ ورودی خانه مالیده میشد تا فرشتۀ مرگ نتواند وارد خانه گردد. در انعقاد شام آخر در عهد جدید، با این که مسیح آن را در خانۀ خود یا هیچ یک از شاگردانش نگذراند، امّا با جمعی از شاگردانش در بالاخانهای که دروازۀ ورودی داشته گذراند. این به ما میآموزد که شام آخر نیز مانند پسح خداوند میبایست در خانه یا فضایی سربسته که درب وروری دارد، گذرانده بشود نه در فضای آزاد.
نکتۀ دیگر این که مسیح با شاگردانش آن را گذراند زیرا از پیش، آنان را برادر خود خوانده بود، یعنی با اهل خانۀ روحانی خود، که زیر سایۀ پدر آسمانی، همسایه و از یک خانه محسوب میشدند.
در کل، کتاب به ما میآموزد که شام آخر خداوند را، یا اهل هر خانه و ایمانداران میتوانند در خانههای خود بگذرانند و یا در ساختمانی دیگر مانند کلیسا. محصور بودن مکان به این دلیل است که بیگانه در آن تردد نکند، از آن روی که شام پسح خداوند برای برگزیدگانِ ایماندار است. لذا آن چه مسلّم است چون شام خداوند گذرانده میشود، به هیچ وجه در آن جمع و مکان شخصی بیایمان، و یا کسی که به هر دلیلی نمیخواهد یا نمیتواند شام آخر خداوند را بخورد، حضور نداشته باشد.
علاقمندان میتوانند برای مشاوره با خادمین کلیسا، و طرح پرسشهای تعلیمی خود، با ما در ارتباط باشند.