کتاب “سرگذشت انسان” تنها مرجع جامع و کاملی است که تا کنون در خصوص شناخت مسیحیّت، برای تمام مردم دنیا، در هر باوری که هستند نوشته شده. این کتاب به دو اتّفاق بسیار بزرگ در زندگی نسل بشر که باعث دگرگونی بنیادی گردیده می‌پردازد، وقایعی که اکثر مردم دنیا، حتّی بسیاری از کسانی که مدّعی هستند مسیحی می‌باشند نیز از آن بی‌خبرند. دانستن این وقایع زندگی هر جویای حقیقتی را کاملاً زیرو رو می‌کند. شنیدن و درک موضوع پیغام نجات آن چنان برای هر کس ضروری و حیاتی است که در 2000 سال اخیر بسیاری برای گفتن آن با عنوان مبشّرین و واعظین در عرصۀ دنیا برانگیخته شدند. مطالعه و تعمّق در این کتاب، به هر انسان جویای حقیقتی توصیه می‌شود.

کتاب “جنبش اعصار کلیسا” همچون سفری پرماجرا در دل بخشی از تاریخ کلیسا است که شما را به عمق سایه‌ها و فروغهای جنبشهای مرتبط با تقسیم بندی اعصار کلیسا می‌برد. این اثر همچون نقشه‌ای کهن، مسیر پر پیچ و تاب تفکّراتی که منجر به زایش ایدۀ تقسیم بندی اعصار کلیسا به هفت دوره زمانی متمایز شده است را با دقّت و وسواس ترسیم می‌کند. با هر صفحه‌ای که می‌خوانید، خود را در میان آن جریانات فکری خواهید یافت که ریشه‌های تاریخی این ایده‌ها را روشن می‌سازد، و شما را به چالشی هیجان‌ انگیز دعوت می‌کند تا باورهای راسخ خود در این زمینه، محک بزنید.

مطالعه این اثر به شدّت برای کسانی که خود را از پیروان پیغام فرشته دوره هفتم کلیسا یعنی فرشته کلیسای لائودکیه می‌دانند، توصیه می‌شود؛ چرا که پرده از حقایق تلخ تاریخی در این خصوص برمی‌دارد و این فرصت را ایجاد می‌کند تا ریشه باورهای خود را به طور دقیق‌تر بشناسند و با دیدی شفاف به آنها بنگرند. آگاهی از تاریخ حقیقی”جنبش اعصار کلیسا”برای شما همچون کلیدی است که دروازه واقعیّت را به رویتان می‌گشاید.

«خداوند و خدا»

 

 شهادت نویسندگان کتاب مقدّس در خصوص عیسی مسیح (خداوند و خدا ) :

 

«26و بعد از هشت روز باز شاگردان با توما در خانه‌ای جمع بودند و درها بسته بود که ناگاه عیسی آمد و در میان ایستاده، گفت: سلام بر شما باد!27پس به توما گفت: انگشت خود را به این جا بیاور و دستهای مرا ببین و دست خود را بیاور و بر پهلوی من بگذار و بی‌ایمان مباش بلکه ایمان دار.28توما در جواب وی گفت: ای خداوند من و ای خدای من» ( یوحنّا 20 : 26 – 28 ).

یوحنّا از واقعه‌ای اخبار می‌کند که در آن خداوند عیسی مسیح، پس از قیام و آشکار شدن به بسیاری از شاگردانش، در آخر از همه خود را بر توما ظاهر می‌سازد.

می‌خواهم کمی این جا درنگ کنید! بسیار شنیدم که می‌گویند تومای شکّاک! اوه! این اهانت به رسول خداوند است. شک از شیطان است و حال آن که توما از ابتدا بذر و برگزیدۀ خاص خداوند بود. به او نسبتِ شیطانی دادن اهانت است.

بسیار شنیده شده برخی چنین تعلیم می‌دهند که معنی اسم توما یعنی شکّاک! این از بی‌سوادی بیش از حد این معلّمین است. توما یک اسم مذکّر و از ریشۀ یونانی می‌باشد به معنی: توأم، پیوسته، همراه، دو چیز با هم و همراه، دوقلو است. چنان که سایر شاگردان او را توأم صدا می‌زدند: «24امّا توما که یکی از آن دوازده بود و او را توأم می‌گفتند، وقتی که عیسی آمد با ایشان نبود» ( یوحنّا 20 : 24 ).

توما شکّاک نبود بلکه شخصی واقع‌بین بود. او حسب حرف دیگران چیزی را نمی‌پذیرفت بلکه می‌بایست آن چیز اوّل به او اثبات می‌شد. مردی عاقل بود امّا ایمان او همیشه بر اساس مشهودات بود نه منقولات؛ او می‌بایست می‌دید تا ایمان بیاورد و تا چیزی را نمی‌دید نمی‌پذیرفت.

خداوند بهترین کس را در بین شاگردان خود، به عنوان آخرین نفری که او را می‌بیند، انتخاب کرد. زیرا توما در آن لحظه به چیزی شهادت داد که تا آن وقت هیچ کس نگفته بود! توما بعد از دیدن خداوند سریعاً چیزی نگفت بلکه ابتدا انگشتان خود را بر دستان سوراخ شده و پهلوی نیزه خوردۀ خداوند گذاشت ( به قول یوحنّا «آن چه بر آن نگريستيم و دستهاي ما لمس كرد» )، آنگاه بزرگ‌ترین جمله‌ای را که می‌شد گفت را بر زبان آورد.

توما در آن لحظه یک مکاشفۀ بزرگ دریافت کرد! او در آن لحظه نه تنها خداوند عیسی مسیح، بلکه خدای قادر مطلق را پیش روی خود می‌دید از این روی دهان خود را گشود و به این اعتراف نمود: «ای خداوند من و ای خدای من» این جمله پدر و پسر را در یک شخص و یک هیکل بشری معرّفی می‌کند.

علاقمندان می‌توانند برای مشاوره با خادمین کلیسا، و طرح پرسشهای تعلیمی خود، با ما در ارتباط باشند.