کتاب “سرگذشت انسان” تنها مرجع جامع و کاملی است که تا کنون در خصوص شناخت مسیحیّت، برای تمام مردم دنیا، در هر باوری که هستند نوشته شده. این کتاب به دو اتّفاق بسیار بزرگ در زندگی نسل بشر که باعث دگرگونی بنیادی گردیده می‌پردازد، وقایعی که اکثر مردم دنیا، حتّی بسیاری از کسانی که مدّعی هستند مسیحی می‌باشند نیز از آن بی‌خبرند. دانستن این وقایع زندگی هر جویای حقیقتی را کاملاً زیرو رو می‌کند. شنیدن و درک موضوع پیغام نجات آن چنان برای هر کس ضروری و حیاتی است که در 2000 سال اخیر بسیاری برای گفتن آن با عنوان مبشّرین و واعظین در عرصۀ دنیا برانگیخته شدند. مطالعه و تعمّق در این کتاب، به هر انسان جویای حقیقتی توصیه می‌شود.

کتاب “جنبش اعصار کلیسا” همچون سفری پرماجرا در دل بخشی از تاریخ کلیسا است که شما را به عمق سایه‌ها و فروغهای جنبشهای مرتبط با تقسیم بندی اعصار کلیسا می‌برد. این اثر همچون نقشه‌ای کهن، مسیر پر پیچ و تاب تفکّراتی که منجر به زایش ایدۀ تقسیم بندی اعصار کلیسا به هفت دوره زمانی متمایز شده است را با دقّت و وسواس ترسیم می‌کند. با هر صفحه‌ای که می‌خوانید، خود را در میان آن جریانات فکری خواهید یافت که ریشه‌های تاریخی این ایده‌ها را روشن می‌سازد، و شما را به چالشی هیجان‌ انگیز دعوت می‌کند تا باورهای راسخ خود در این زمینه، محک بزنید.

مطالعه این اثر به شدّت برای کسانی که خود را از پیروان پیغام فرشته دوره هفتم کلیسا یعنی فرشته کلیسای لائودکیه می‌دانند، توصیه می‌شود؛ چرا که پرده از حقایق تلخ تاریخی در این خصوص برمی‌دارد و این فرصت را ایجاد می‌کند تا ریشه باورهای خود را به طور دقیق‌تر بشناسند و با دیدی شفاف به آنها بنگرند. آگاهی از تاریخ حقیقی”جنبش اعصار کلیسا”برای شما همچون کلیدی است که دروازه واقعیّت را به رویتان می‌گشاید.

«رنج و جلال»

 

رنج و جلال عیسی مسیح:

 

اشعيای نبی حدود هفتصد سال‌ پيش‌ از میلاد مسيح‌ مي‌زيسته‌، از کتاب او بيشترین‌ استنادها در عهد جدید شده است. در نبوّتهای او در خصوص خداوند عیسی مسیح شگفت انگیزترین مطالب گفته شده است. باب 7 و 9 دارای مهم‌ترین اشارات در خصوص الوهیّت عیسی مسیح هست، امّا شاید بتوان گفت که باب 53، مهم‌ترین باب این کتاب می‌باشد. این باب به شکلِ خاصی از چگونگی و حقیقت مصلوب شدن خداوند عیسی مسیح پیشگویی می‌کند. در این باب به مطالبی از جمله: شکنجه کردن، مظلوم بودن و دهان به اعتراض نگشودن، در کنار گناهکاران جان دادن، در قبر شخصی دولتمند دفن شدن، و … و حتّی سِرِ عظیم خدا در فدیه شدن او، آشکار می‌گردد.

«1کیست‌ که‌ خبر ما را تصدیق‌ نموده‌ و کیست‌ که‌ ساعد خداوند بر او منکشف‌ شده‌ باشد؟2زیرا به‌ حضور وی‌ مثل‌ نهال‌ و مانند ریشه‌ در زمین‌ خشک‌ خواهد رویید. او را نه‌ صورتی‌ و نه‌ جمالی‌ می‌باشد. و چون‌ او را می‌نگریم‌ منظری‌ ندارد که‌ مشتاق‌ او باشیم‌.3خوار و نزد مردمان‌ مردود و صاحب‌ غمها و رنج‌ دیده‌ و مثل‌ کسی‌ که‌ رویها را از او بپوشانند و خوار شده‌ که‌ او را به‌ حساب‌ نیاوردیم‌.4لیکن‌ او غمهای‌ ما را بر خود گرفت‌ و دردهای‌ ما را بر خویش‌ حمل‌ نمود. و ما او را از جانب‌ خدا زحمت‌ کشیده‌ و مضروب‌ و مبتلا گمان‌ بردیم.5و حال‌ آن که‌ به‌ سبب‌ تقصیرهای‌ ما مجروح‌ و به‌ سبب‌ گناهان‌ ما کوفته‌ گردید. و تأدیب‌ سلامتی‌ ما بر وی‌ آمد و از زخمهای‌ او ما شفا یافتیم‌.6جمیع‌ ما مثل‌ گوسفندان‌ گمراه‌ شده‌ بودیم‌ و هر یکی‌ از ما به‌ راه‌ خود برگشته‌ بود و خداوند گناه‌ جمیع‌ ما را بر وی نهاد.

7او مظلوم‌ شد امّا تواضع‌ نموده‌، دهان‌ خود را نگشود. مثل‌ برّه‌ای‌ که‌ برای‌ ذبح‌ می‌برند و مانند گوسفندی‌ که‌ نزد پشم‌ برنده‌اش‌ بی‌زبان‌ است‌ همچنان‌ دهان‌ خود را نگشود.8از ظلم‌ و از داوری‌ گرفته‌ شد. و از طبقۀ او که‌ تفکّر نمود که‌ او از زمین‌ زندگان‌ منقطع‌ شد و به‌ جهت‌ گناه‌ قوم‌ من‌ مضروب‌ گردید؟9و قبر او را با شریران‌ تعیین‌ نمودند و بعد از مردنش‌ با دولتمندان‌. هر چند هیچ‌ ظلم‌ نکرد و در دهان‌ وی‌ حیله‌ای‌ نبود.10امّا خداوند را پسند آمد که‌ او را مضروب‌ نموده‌، به‌ دردها مبتلا سازد. چون‌ جان‌ او را قربانی‌ گناه‌ ساخت‌، آنگاه‌ ذرّیّت‌ خود را خواهد دید و عمر او دراز خواهد شد و مسرّت‌ خداوند در دست‌ او میسّر خواهد بود.11ثمرۀ مشقّت‌ جان‌ خویش‌ را خواهد دید و سیر خواهد شد. و بندۀ عادل‌ من‌ به‌ معرفت‌ خود بسیاری‌ را عادل‌ خواهد گردانید زیرا که‌ او گناهان‌ ایشان‌ را بر خویشتن‌ حمل‌ خواهد نمود.12بنابراین‌ او را در میان‌ بزرگان‌ نصیب‌ خواهم‌ داد و غنیمت‌ را با زورآوران‌ تقسیم‌ خواهد نمود، به‌ جهت‌ این که‌ جان‌ خود را به‌ مرگ‌ ریخت‌ و از خطاکاران‌ محسوب‌ شد و گناهان‌ بسیاری‌ را بر خود گرفت‌ و برای‌ خطاکاران‌ شفاعت‌ نمود» ( اشعیا باب 53 ).

علاقمندان می‌توانند برای مشاوره با خادمین کلیسا، و طرح پرسشهای تعلیمی خود، با ما در ارتباط باشند.