کتاب “سرگذشت انسان” تنها مرجع جامع و کاملی است که تا کنون در خصوص شناخت مسیحیّت، برای تمام مردم دنیا، در هر باوری که هستند نوشته شده. این کتاب به دو اتّفاق بسیار بزرگ در زندگی نسل بشر که باعث دگرگونی بنیادی گردیده میپردازد، وقایعی که اکثر مردم دنیا، حتّی بسیاری از کسانی که مدّعی هستند مسیحی میباشند نیز از آن بیخبرند. دانستن این وقایع زندگی هر جویای حقیقتی را کاملاً زیرو رو میکند. شنیدن و درک موضوع پیغام نجات آن چنان برای هر کس ضروری و حیاتی است که در 2000 سال اخیر بسیاری برای گفتن آن با عنوان مبشّرین و واعظین در عرصۀ دنیا برانگیخته شدند. مطالعه و تعمّق در این کتاب، به هر انسان جویای حقیقتی توصیه میشود.
کتاب “جنبش اعصار کلیسا” همچون سفری پرماجرا در دل بخشی از تاریخ کلیسا است که شما را به عمق سایهها و فروغهای جنبشهای مرتبط با تقسیم بندی اعصار کلیسا میبرد. این اثر همچون نقشهای کهن، مسیر پر پیچ و تاب تفکّراتی که منجر به زایش ایدۀ تقسیم بندی اعصار کلیسا به هفت دوره زمانی متمایز شده است را با دقّت و وسواس ترسیم میکند. با هر صفحهای که میخوانید، خود را در میان آن جریانات فکری خواهید یافت که ریشههای تاریخی این ایدهها را روشن میسازد، و شما را به چالشی هیجان انگیز دعوت میکند تا باورهای راسخ خود در این زمینه، محک بزنید.
مطالعه این اثر به شدّت برای کسانی که خود را از پیروان پیغام فرشته دوره هفتم کلیسا یعنی فرشته کلیسای لائودکیه میدانند، توصیه میشود؛ چرا که پرده از حقایق تلخ تاریخی در این خصوص برمیدارد و این فرصت را ایجاد میکند تا ریشه باورهای خود را به طور دقیقتر بشناسند و با دیدی شفاف به آنها بنگرند. آگاهی از تاریخ حقیقی”جنبش اعصار کلیسا”برای شما همچون کلیدی است که دروازه واقعیّت را به رویتان میگشاید.
«26تدبیرهای فاسد نزد خداوند مکروه است، امّا سخنان پسندیده برای طاهران است» ( امثال 15 : 26 ).
فکرهای فاسد، اندیشههایی است که قوام و ماندگاری ندارد و زود به بطالت میرود، این گونه فکرهای فاسد همان گونه که از اسمش بر میآید همیشه بوی تعفّن و فساد میدهد، زیرا در آن اثری از کلام خدا که همیشه تازه و ماندگار و ابدی است وجود ندارد.
خدا، خدای نیکوییها است، بنابراین هر تدبیر و فکر فاسدی ریشه در پدر شرارتها دارد. لذا بشر از همان زمان که به اسارت شیطان در آمد تمام فکرهایش نیز فاسد و باطل گردید و در طول تاریخ تمام تدبیرهای آنان جنگ و نزاع و آشوب و نافرمانی از خدا و شرارت بوده. مزمورسرا در این ارتباط میگوید: «10خداوند فکرهای انسان را میداند که محض بطالت است» ( مزامیر 94 : 10 ).
لذا خدا بارها به قوم خود هشدار داده که از هر اندیشۀ بدی دوری کنید، از آن جهت که هر اندیشۀ بد، آبستن شده و ثمری پر از شرارت به عمل خواهد آورد. که خدا از همۀ آنها نفرت دارد: «17و در دلهای خود برای یک دیگر بدی میندیشید و قسم دروغ را دوست مدارید، زیرا خداوند میگوید از همۀ این کارها نفرت دارم» ( زکریّا 8 : 17 ).
کتاب مقدّس ما را به پایداری در مقابل بدی سفارش میکند: «21مغلوب بدی مشو بلکه بدی را به نیکویی مغلوب ساز» ( رومیان 12 : 21 ). بدی و شرارت آتشی است فروزان که هر چه قدر به آن دامن بزنید زبانههای آن افروختهتر میشود.
انسان پیوسته در دلهای خود اندیشههای بد میآفریند و قدرت مقابله با آنها را به تنهایی ندارد، لذا حکمت آسمانی به ما میآموزد که: «3اعمال خود را به خداوند تفویض کن تا فکرهای تو استوار شود» ( امثال 16 : 3 ).
تنها راه برای جایگزینیِ افکار فاسد و جلوگیری از تبعات آن، سپردن تمامی فکرهای خود به خدا است: «11زیرا خداوند میگوید: فکرهایی را که برای شما دارم میدانم که فکرهای سلامتی میباشد و نه بدی تا شما را در آخرت امید بخشم» ( ارمیا 29 : 11 ).
هر فکر فاسدی در یک ایماندارِ به مسیح، گواه بر آن است که او روحالقدس را نیافته و هنوز در ارادۀ شیطان زندگی میکند؛ «امّا سخنان پسندیده برای طاهران است.» کسانی که از بند شیطان رها میشوند، خداوند اختیاردار تمام روح و جسم و جانشان خواهد شد و زندگی آنها به گونهای خواهد بود که گویی خداوند در آنان تجلّی مینماید.
علاقمندان میتوانند برای مشاوره با خادمین کلیسا، و طرح پرسشهای تعلیمی خود، با ما در ارتباط باشند.