کتاب “سرگذشت انسان” تنها مرجع جامع و کاملی است که تا کنون در خصوص شناخت مسیحیّت، برای تمام مردم دنیا، در هر باوری که هستند نوشته شده. این کتاب به دو اتّفاق بسیار بزرگ در زندگی نسل بشر که باعث دگرگونی بنیادی گردیده می‌پردازد، وقایعی که اکثر مردم دنیا، حتّی بسیاری از کسانی که مدّعی هستند مسیحی می‌باشند نیز از آن بی‌خبرند. دانستن این وقایع زندگی هر جویای حقیقتی را کاملاً زیرو رو می‌کند. شنیدن و درک موضوع پیغام نجات آن چنان برای هر کس ضروری و حیاتی است که در 2000 سال اخیر بسیاری برای گفتن آن با عنوان مبشّرین و واعظین در عرصۀ دنیا برانگیخته شدند. مطالعه و تعمّق در این کتاب، به هر انسان جویای حقیقتی توصیه می‌شود.

کتاب “جنبش اعصار کلیسا” همچون سفری پرماجرا در دل بخشی از تاریخ کلیسا است که شما را به عمق سایه‌ها و فروغهای جنبشهای مرتبط با تقسیم بندی اعصار کلیسا می‌برد. این اثر همچون نقشه‌ای کهن، مسیر پر پیچ و تاب تفکّراتی که منجر به زایش ایدۀ تقسیم بندی اعصار کلیسا به هفت دوره زمانی متمایز شده است را با دقّت و وسواس ترسیم می‌کند. با هر صفحه‌ای که می‌خوانید، خود را در میان آن جریانات فکری خواهید یافت که ریشه‌های تاریخی این ایده‌ها را روشن می‌سازد، و شما را به چالشی هیجان‌ انگیز دعوت می‌کند تا باورهای راسخ خود در این زمینه، محک بزنید.

مطالعه این اثر به شدّت برای کسانی که خود را از پیروان پیغام فرشته دوره هفتم کلیسا یعنی فرشته کلیسای لائودکیه می‌دانند، توصیه می‌شود؛ چرا که پرده از حقایق تلخ تاریخی در این خصوص برمی‌دارد و این فرصت را ایجاد می‌کند تا ریشه باورهای خود را به طور دقیق‌تر بشناسند و با دیدی شفاف به آنها بنگرند. آگاهی از تاریخ حقیقی”جنبش اعصار کلیسا”برای شما همچون کلیدی است که دروازه واقعیّت را به رویتان می‌گشاید.

«نذر اسرائیل در خصوص کنعانیان»

 
نذر اسرائیل در خصوص کنعانیان به چه صورت بود؟
 

در باب 21 کتاب اعداد با شکلی دیگر از نذر مواجه می‌شوید: «2و اسرائیل‌ برای‌ خداوند نذر کرده‌، گفت‌: اگر این‌ قوم‌ را به‌ دست‌ من‌ تسلیم‌ نمایی‌، شهرهای‌ ایشان‌ را بالکل هلاک‌ خواهم‌ ساخت‌.3پس‌ خداوند دعای‌ اسرائیل‌ را مستجاب‌ فرموده‌، کنعانیان‌ را تسلیم‌ کرد، و ایشان‌ و شهرهای‌ ایشان‌ را بالکل هلاک‌ ساختند. و آن‌ مکان‌ حُرمه‌ نامیده‌ شد» ( اعداد 21 : 2 – 3 ).

در آیۀ دوّم با شکلی از نذر مواجه می‌شوید که شبیه به نذر یعقوب است، امّا در نذر یعقوب او خودش را نذیرۀ خداوند کرد ولی این جا از عملی دیگر حکایت می‌شود: «شهرهای‌ ایشان‌ را بالکل هلاک‌ خواهم‌ ساخت».

قوم از خداوند خواستند تا کنعانیان را تسلیم آنان کنند و اگر چنین شود آنان شهرهای ایشان را بالکل هلاک کنند؛ و خداوند این را پذیرفت و کنعانیان را تسلیم آنان نمود؛ و آنان به نذر خود عمل نمودند. حال چه شد؟ خوب دقّت کنید!

مردم کنعان و احشام آنان متعلّق به اسرائیل نبودند، لذا اختیاری برای گذراندن نذری از آنان برای خداوند نداشتند تا جزو موقوفات خداوند شوند؛ پس نذر نمودند اگر مال آنان شوند، آن قوم سرکش را بالکل از سرکشیشان هلاک سازند؛ بعد خداوند دعای آنان را شنید و آن قوم را به اسارت و مالکیّت اسرائیل درآورد.

پس چه شد؟ اسرائیل، ایشان‌ و شهرهای‌ ایشان‌ را بالکل نابود و هلاک‌ ساختند و همۀ مردم کنعان را کشتند. اوه! نه! این یک اشتباه است! این یک درک نادرست از کتاب مقدّس است. اگر این جا بالکل هلاک ساختن به معنی کشتار کامل بوده باشد که دیگر نمی‌بایست این قوم در تاریخ یافت می‌شد و حال آن که در تاریخ هنوز این قوم برقرار بود. ماجرای زن کنعانی که از عقب خداوند عیسی مسیح حرکت می‌نمود را به یاد بیاورید: «21پس عیسی از آن جا بیرون شده به دیار صور و صیدون رفت.22ناگاه زن کنعانیه‌ای از آن حدود بیرون آمده، فریادکنان وی را گفت: خداوندا، پسر داوودا، بر من رحم کن زیرا دختر من سخت دیوانه است.» ( متّی 15 : 21 – 22 ).

وقتی کنعانیان به اسارت اسرائیل در آمدند نفوس آنان متعلّق به اسرائیل شد و آنان این قوم را نذر خداوند کردند تا به جای سرکشی و آزادی در شرارت، مطیع و فرمانبردار یهوه خدای اسرائیل باشند. این اتّفاقی بود که افتاد.

علاقمندان می‌توانند برای مشاوره با خادمین کلیسا، و طرح پرسشهای تعلیمی خود، با ما در ارتباط باشند.